الملا فتح الله الكاشاني
139
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
جحيم است هر كه اين سورها بخواند هر سوره از آن به صورتى درآمده بر درى از درهاى دوزخ بايستد و نگذارد كه او را بدوزخ برند و نيز از آن حضرت مرويستكه هر چيزيرا البى و خلاصهء است لب اين قرآن حواميم است و بعضى از تابعين حواميم را عرايس القرآن ميگفتند خصوصا ابى بن كعب از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كند كه هر بندهء مؤمن كه سورة المؤمن بخواند روح هيچ پيغمبرى و صديقى و مؤمنى نباشد الا كه بر او صلوات فرستد و از براى او استغفار كنند و أبو الصباح از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده كه هر كه سورة المومن را بخواند در هر سه روز يك بار حق تعالى جميع گناهان ما تقدم و ما تأخر او را بيامرزد و تقوى را لازم او گرداند و نعيم جنت را به او كرامت فرمايد و از جملهء فضايل اين سوره آنست كه در او آيهء منسوخ نيست و بدانكه چون حق تعالى اختتام سورهء زمر كرد بذكر ملائكه و جنت و نار افتتاح اين سوره نيز بمتل آن نموده فرمود كه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ حم علما را در اين كلمه اختلاف بسيار است عكرمه از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كند كه حم اسمى است از اسماء الهى و از مفاتيح خزاين او و ابن عباس گفته حم بزرگترين نام خداى تعالى است و از عطاى خراسانى نقل است كه حم مفاتيح اسمائيست كه اوايل آن حا و ميم است چون حليم و حامد و حميد و حى و حق و حكيم و حاكم و حفيظ و حافظ و حنان و ملك و مليك و مالك و مجيد و ماجد و مبدى و معيد و معز و مهيمن و منان و مؤيد اينستكه انس بن مالك روايت كرده كه روزى اعرابى از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيد كه حم چه چيز استكه در لغت ما نيست فرمود كه مبادى اسما و مفاتيح سورها است و كلبى گفته كه معنى حواميم اينستكه حم و قضى ما هو كائن يعنى مقدر و مقضى گشته آنچه بوده و هست و خواهد بود و قرظى بر آنست كه حم قسمست بحلم و ملك حق تعالى و در اين تقدير استكه اقسم بحلمى و ملكى لا اعذب من عاذنى و قال لا إله الا اللّه مخلصا من قلبه سوگند ميخورم بحرمت بردبارى و بعز جلال پادشاهى خودم كه عذاب نكنم آنكس را كه پناه به من آورد و بخلوص اعتقاد بكلمهء طيبهء لا إله الا اللّه متذكر شود و گويند حا اشارتست به حكم حق كه خط منع و رد بر او كشيده نشود و ميم ايماء است بملك او كه گرد فنا و زوال گرد سرادقات او نرسد و يا حا اشارتست بحكمت و ميم بمنت يعنى حق تعالى را بر مؤمنان منت است بر تنزيل حكمة و گفتهاند كه چون حاو ميم دو حرفست در وسط اسم رحمن و اسم محمد پس اشارتست بسرى كه بميان حق تعالى و حبيب اوست و هيچ ملك مقرب و نبى مرسل بدان پى نبرد يعنى حق تعالى قسم ياد كرده بسر حرفين در اسمين بر حقيت نزول قرآن بر ثقلين و